پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

249

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

نيزه‌اى به قلب وى زد و او را به شهادت رساند . « 1 » ابن اثير ذيل حوادث سال 66 هجرى و قيام مختار و كشتن قاتلان امام حسين عليه السلام مىنويسد : مختار گروهى را براى دستگيرى زيد بن ورقا جنبى [ جبانى ، جهنى ] فرستاد . او كسى بود كه مىگفت : « من جوانى را با تير زدم كه دست خود را بر پيشانى نهاد تا تير به آن نخورد دست وى را به پيشانىاش دوختم كه نتوانست دست خويش را از پيشانى جدا سازد . آن جوان عبداللّه بن مسلم بن عقيل بود ؛ و آن گاه كه تير بر وى زدم چنين گفت : بار خدايا اينها ما را اندك يافتند و خوارمان شمردند ، اينها را بكش همان گونه كه ما را كشتند ! تير ديگرى به وى زدم و او را به قتل رساندم . وقتى نزد وى آمدم از دنيا رفته بود . تيرى كه بر شكمش زده بودم برگرفتم ، آن تيرى كه بر پيشانيش بود حركت دادم كه بيرون آيد ، ولى پيكان آن در پيشانى بماند و چوب تير را بيرون آوردم » . چون ياران مختار براى دستگيرى او آمدند ، شمشير به دست بيرون آمد . ابن كامل ( فرماندهء آن گروه ) گفت : با شمشير و نيزه او را نزنيد ، بلكه با تير و سنگ بزنيدش ؛ و بدين ترتيب او را ناتوان و دستگير كردند و سپس زنده زنده در آتش سوزاندند . « 2 » عبداللّه بن يزيد « 3 » بن ثُبَيْط قيسى عبداللّه بن يزيد بن ثبيط ، از اصحاب امام حسين عليه السلام و از شهيدان كربلا است . « 4 » وى در بصره زندگى مىكرد و پس از آنكه امام حسين عليه السلام هنگامى كه در مكه بود از اهل بصره استمداد كرد « 5 » ، همراه برادر و پدرش ، براى يارى آن حضرت از آن شهر خارج شد « 6 » و در مكّه به كاروان امام حسين عليه السلام پيوست « 7 » وى همراه امام عليه السلام بود تا در روز عاشورا ، در

--> ( 1 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 107 ، كنگرهء جهانى هزارهء شيخ مفيد ؛ اعلام الورى ، ص 242 . ( 2 ) . الكامل فىالتاريخ ، ج 4 ، ص 243 ؛ ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 64 ، دار المعارف . ( 3 ) . نام پدر عبداللّه را بدر بن رقيط ( الاقبال ، ج 3 ، ص 345 ) و زيد بن ثبيط نيز نقل كرده‌اند . ( مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 122 ) . نيز ر . ك نفس المهموم ، ص 268 ؛ رمز المصيبة ، ج 2 ، ص 42 . ( 4 ) . تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 224 ؛ تسمية من قتل ، ص 27 ، ش 44 . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 357 ، دار المعارف . ( 6 ) . همان ، ص 354 . ( 7 ) . الكامل ، ابن اثير ، ج 4 ، ص 21 .